قلب تو کبوتر است
بال هایت از نسیم
قلب من سیاه و سنگ
قلب من شبیه ...
بگذریم
دور قلب
من کشیده اند
یک ردیف سیم خاردار
پس تو احتیاط کن
جلو نیا
برو کنار!
توی این جهان گنده ، هیچ کس
با دلم رفیق نیست
فکر می کنی چاره ی دلی که
جوجه تیغی است، چیست؟
مثل یک گلوله جمع می شود
جوجه تیغی دلم
نیش می زند به روح نازکم
تیغ های تیز مشکلم
راستی تو جوجه تیغی دل مرا
توی قلب خود راه می دهی؟
او گرسنه است و گمشده
تو به او پناه می دهی؟
باورت نمی شود ولی
جوجه تیغی دلم
زود رام می شود
تو فقط سلام کن
تیغ های تند و تیز او
با سلام تو
تمام می شود.
عرفان نظرآهاری
اگر بیایی از فرط خوشحالی خواهم مرد
اگر نیایی از فرط غم و صوت
حالا که مرگ در تو نفس می کشد
چه فرق می کند محبوب من!
بیایی یا نیایی !؟
دست هایم را در باغچه می کارم
سبز خواهم شد
می دانم ، می دانم ، می دانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهری ام
تخم خواهند گذاشت
گوشواری به دو گوشم می آویزم، از دو گیلاس سرخ همزاد
و به ناخن هایم برگ گل کوکب می چسبانم
...
یادت هست فروغ دلش برای باغچه سوخت
اما، هیچ کس دلش برای دل او نسوخت
این روزها سخت دلتنگ تو شده ام دلتنگ ِ روزهای ِ دونفری ِ مان...
آرزوی خراب خوب است اگر تو را دوست دارد
و الهه بزرگ که جای مرا برای تو گرفته...
و مردان و زنان آن شهر شمالی که به جای من تو را می بینند...
و من نیز که مدت هاست ایمان آورده ام بی دلیل به چشمانت .
.
.
.
آیا تو نیز به من فکر می کنی آن قدر که من به تو ؟
یک عمر
در انتظاری تا بیابی آن را که
درکت کند و تو را
همان گونه که هستی بپذیرد.
و عاقبت در می یابی که او
از همان آغاز
خودت بوده ای.
ریچارد باخ
این روزها هر چه می روم جلوتر به جای آنکه پیش بروم فرو می روم...
دل گرفته ، غمگین ، خسته
من این چنین نبودم پربسته
گذشته پر از خاطره و دوستی
فردا پر از
...